کوتاه و مفید: با اعتماد به کارمندان و مدیریت اوقات آزاد، می توان بهره‌وری را افزایش داد.

من نمی توانم با تو کار کنم! شماره آخر

۱۴۲۶
Vote up!
Solution

در این مجموعه مطالب که در چند شماره خدمتتان خواهد رسید سعی دارم چند مطلب و راه حل کاربردی و تجربه شده را که خودم از آن ها جهت حل مسايل و مشکلات کاری در محل کار و کسب استفاده کرده ام را مطرح کنم.

یکی از مهمترین چالش ها در محیط های کاری کوچک و بزرگ عدم نزدیکی استانداردها و باید و نباید های کاری بین دو همکار، بین رییس و مرئوس و میان بخش های دیگر است. شما صاحب یک مغازه کوچک باشید که تنها یک شاگرد دارید و یا حتی فقط خودتان در آنجا مشغول هستید، و یا صاحب کارخانجات چند ملیتی با هزاران کارمند، حتما با این مشکل روبرو هستید. البته در حالت دوم حتما به خواندن این مطلب مشغول نخواهید بود!
هدف در این مجموعه مطالب با عنوان من نمی‌توانم با تو کار کنم این است که در اختصار چند مطلب مفید را انتقال دهیم. به همین دلیل از اطناب بحث می‌پرهیزم و به اصل مطلب می‌پردازم.

 

اولین راه حل: همه چیز را مکتوب کنید.

دومین راه حل: بیایید صحبت کنیم.

سومین راه حل: من باید چکار کنم؟

چهارمین راه حل: من از عاقبت کار آگاهم.

پنجمین راه حل: وقت آزاد!

ششمین راه حل: کوله پشتیت را ببند.

هفتمین راه حل: ایمان بیاوریم!

 

انسان هر قدر هم که صاحب کمال باشد، ساده‌تر بگویم اگر در یکی از بهترین مجموعه های دنیا مشغول به کار باشید، تا زمانیکه خود یا سازمانتان خود شامل بخش‌های بسیاری است که یکی از آنها هویت بصری است و این یعنی توجه به عناصری مانند نشانه، نوشتار، اوراق اداری، ظاهر کارمندان، ظاهر محیط کار و ... (یعنی همه عناصر دیداری) در واقع لازمه تبدیل شدن همه ما به یک برند همین مسئله است اما همه چیز نیست.

بسیاری اوقات مدیران از این شاکی هستند که زیردستان مجموعه را کوچک و سطحی می‌پندارند و ایمان قلبی لازم را به ادامه مسیر ندارند. این همان حلقه گمشده است. دریافتی مشترک از مجموعه و اهداف آن که سرمنشا همده مشکلات است. زمانیکه کارمندان در سازمانی مشغول بکار هستند که این مجموعه هنوز در مورد کیفیات ظاهر و نمود بیرونی خود سردرگم است چگونه می‌توانید به آن ایمان داتشته باشید.

اگر اینطور نبود حتما مجموعه‌های موفق وبزرگ دنیا مانند کوکاکولا، پپسی، اپل، مک دانلدز و ... نیز این مقوله را رها می‌کردند و به امور مهمتری می‌پرداختند. طراحی هویت یکاپارچه سازمانی به مدیران و کارکنان در مجموعه به ایجاد یک نگاه مشترک نسبت به خواسته‌ها، آینده، اهداف و ... سازمان کمک شایانی می‌کند. این مسئله خود به حل بسیاری از مشکلات درون و برون سازمانی خواهد انجامید. اگر به خاطر داشته باشید -رجوع کنید به قسمت اول این سلسله مطالب- در مورد کتابچه ای با عنوان لنجیل سازمانی صحبت کردیم که در آن تمام اصول و قواعد کاری نوشته و نا نوشته تعریف شده بود. در واقع هویت سازمانی خود بخشی از آن کتاب مقدس برای شرکت، مدیران و کارکنان است. این کتاب را در صورت کامل شدن در اختیار تمام کسانی که با شرکت درارتباط هستند قرار دهید و بگذارید از آنچه که هستید و می‌خواهید باشید آگاه شوند. اجازه دهید کارمندان از جاییکه کار‌می کنند و آنچه که باید بکنند اطلاع یافته و با ایجاد دنیای مطلوبشان کاری کنید تا از ان راضی باشند. اجازه دهید تا همه به این کتاب و به شرکت، به مدیران و کارکنان آن و نیز به امکان و توان حرکت آن به سمت موفقیت و توسعه پایدار ایمان بیاورند.

این کتابچه را در بازه های زمانی منظم اصلاح و بازبینی کنید تا راهنمایی مکتوب برای نیروهای قدیم و جدید در جهت انجام خواسته های شرکت و مجموعه باشد. تا دیگر هیچ رخداد نا مطلوبی خارج از انتظار شما نباشد که منجر به درگیری و بروز مشکل در محیط کار شود.

 گرد آوری این کتاب مقدس درون سازمانی کاری زمانبر و طاقت فرسا اما واجب و موثر است. تنها کافی است ایمان بیاوریم. از آنجا که شاید در ادامه مسیر نیاز به راهنمایی و کمک یک متخصص مخصوصا در حوزه تبدیل شدن سازمان به یک برند و طراحی هویت بصری آن باشد برخی از مجموعه های مشاور و توانمند در کشور را جهت مراجعه شما و دریافت مشاوره و خدمات معرفی می‌کنم:

 

تبریز: شرکت تبلیغاتی و برندینگ مشار ارتباطات ترنج، مجموعه ای که برای شرکت های داخلی و خارجی خدمات می‌دهد و برنده جوایز متعددی برای آثار خلاق و متفاوت خود شده است.

www.toranjstudio.com

 

تهران: مجموعه تبلیغاتی داروگ که از برترین های ایران هستند.

www.darvag.com

 

قم: مجموعه تبلیغاتی گرافیک آسمان، مجموعه ای جوان و کارآ

www.Asemangraphic.com

 

این صحبت آخر من در این موضوع بوده که حاصل گردآوری تجربیات کوتاه و ناقص خود در محیط‌های کاری متفاوتی است که در آنها مشغول بکار بوده ام - به عنوان کارگر یا کارمند - امیدوارم مفید بوده باشد.